دلیل من برای انتخاب چادر و عقایدم!!!

سلام دوباره به همگی. این بار با یک پست متفاوت اومدم.

از اسم مطلب هم پیداست چی می‌خوام بگم.

بله، من می‌خوام درباره‌ی دلیلم برای انتخاب چادر و عقایدم براتون بگم.

البته باید در اینجا ذکر شه که آقا یا خانم دانش...جو فکر نوشتن همچین مطلبی رو به ذهنم انداختند. یا ورگرنه محال بود به همچین چیزی فکر کنمنیشخند البته شاید هم دو سه سال دیگه بهش فکر می کردممتفکر

بگذریم، به قول همکلاسیم، قلم در دست می‌گیرم و انشایی دیگر می‌نویسم. البته نه من الان قلم در دست گرفتم و نه انشا می‌نویسمنیشخند

خب، بریم سراغ دلایل من برای انتخاب چادر.

الان که فکر می‌کنم، دلیل قاطعی که از اول اول و به خاطر اون چادر سرم کرده باشم یادم نمیاد اما می‌تونم چادری بودن خودم رو مدیون خانوادم باشم. تو خانواده‌ی ما همه چادرین و به خاطر همین بود که من بهش علاقه من شدم و از کلاس دوم سرم کردم.

یادمه یه بار، روزای اولی که چادر گرفته بودم و باهاش رفته بودم تو حیاط، ناظممون به خاطر اینکه با چادر داشتم میدوییدم دعوام کردم(خو بچه بودیم نمی‌دونستم نباید این کارو بکنمنیشخند).

یکی دیگه از دلایلی که باعث شد پوشیدنش رو ادامه بدم اینه که قوی ترین محافظیه که می‌تونه از من در بیرون از خونه و در اجتماع حفاظت کنه. درست مثل یک سرباز وظیفه شناس.

باید به این سرباز رسیدگی کرد و کمی هم به علایق اون توجه کنیم. وقتی چادر می‌پوشیم ولی موها دیده می‌شن، درست مثل اینه که ما برای خودمون یک بادیگارد گرفتیم و ازش انتظار داریم که نذاره یه خراش بهمون وارد شه، ولی به حرفش گوش نمی دیم، حقوقشو نمی‌دیم و حقشو پایمال می‌کنیم و از همه مهمتر مسخرش می‌کنیم. خب معلومه که بادیگارد ما در این صورت خوب وظیفشو انجام نمی ده.

البته من نمی گم فقط چادر، حرف اصلیم حجابه. ولی اینطور که خودم حدس می‌زنم، حجاب، یا همون پوشیدن موها این روزا کافی و کامل نیست. این روزا توجه ها داره از مو رد می‌شه...

(الان یاد یه چیز دیگه افتادم. یه جا می‌خوندم، زن کشتی کج گیری که محجبه بود. عکساش هم دیدم، صورتش هم با روبند پوشیده بود. به عقیده‌ی من و مامانم که هرکی بود مخالف اسلام و حجاب بوده)

خب، دلیل اصلیم برای چادر پوشیدن هم که گفتم، حالا دلیل فرعیمو می‌گمنیشخند

دلیل فرعیم اینه که: وقتی چادر می‌پوشم احساس می‌کنم شخصیت بیشتر و بهتری دارم، بزرگتر می‌شم و دید مردم بهم عوض میشهقهقهه

خب اینم از دلایلمچشمک

من دیگه برم مشقامو بنویسمناراحت

باید یک صفحه از کاربرگ ریاضی یک صفحه هم از کاربرگ علوم بنویسمعصبانی

تازه یک گزارش هم درباره‌ی گردش علمی صبح باید بنویسمگریه

راستی گفتم گردش علمی، یادم باشه ماجراشو تمام و کمال و سر وقت تعریف کنمهورا

تا بعد خدانگهداررررررررررررررررررررررر

/ 20 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان

تو خیلی خوبی فقط یه عیب بزرگ داری و اون اینه که منو خیلی خیلی خیلی منتظر نوشته‌هات میذاری. دوست دارم هر وقت میام یه مطلب تازه از نوشته‌های خودت اینجا باشه ولی نیست [ناراحت]

مامان

راستی چرا برا وبلاگ من نظر نمی‌ذاری؟ من توی یه ماه اخیر فقط از دو تا وبلاگ بازدید کردم. اون یکی با معرفت‌تر از تو بوده[مغرور]

هدیه

[تعجب] بیست روز گذشت [تعجب]

سروش

سلام تشریف بیارین با یه شعر آپم[لبخند]

سعيد

حالا بزرگتر ميشي چيزاي بيشتري دستت مياد [چشمک] هنوز زوده كه در مورد ادما از رو ظاهرشون قضاوت كني. موفق باشي.

سعید

سلام. احسنت. آفرین. من مثل خود شما و خانواده شما با زندگی در کشورهای غیر اسلامی آشنا هستم و با این وجود میتونم به صراحت بگم که چادر چیز خوبیه. چیزی که این بین شما باید بیش از هر چیزی به اون توجه کنی تا این کار تکمیل بشه ایجاد یک حس درونی مطابق با چادر هست. منظورم دویدن یا آدامس جویدن نیست. یعنی اون حس درونی و رضایت و غرور و حریم و شخصیتی هست که از چادر انتظار میره. من دو روژ پیش همایشی دعوت بودم که مجری چادری داشت و حال من و همه حضار رو به هم زد چون فقط چادر به سر داشت ولی از درون میل به تبرج (بر وزن تبرک و معنی این کلمه رو از مامان جونت بپرس) اون از خواننده های لس آنجلس بیشتر بود. این حس رو مردها خیلی خوب درک میکنن و حس بدی ایجاد میکنه. شاد و محترم باشی...

نازنین

[دلقک]خب این هم دلیله

[دست]آفرین به تو که چادر میزنی[ماچ] من تابه حال یک بار هم با چادر بیرون نرفتم میدونی چرا چادر نمیپوشم چون چادریا اینقدرکمن که پوشیدنش بیشتر نظر مردارو جلب میکنه. درسته چادر شخصیت انسان رو بالا میبره اما من میدونم چطور بدون چادر بگردم که با مشکلی رو برو نشم[نیشخند]