چندش‌آورترین کیک‌ها

 

 

 

 

آخی نازی...

 

وووووی

 

 

 

 

خوب، یه تیکه کیک میل دارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

/ 13 نظر / 55 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آیدا

وای خیلی خوش مزه به نظر مین مخصوصا اولیه.[نیشخند]........[ناراحت]..........[سبز].........[کلافه]

محدثه

وايييي

بابا

دو خلبان نابينا که هر دو عينک‌هاي تيره به چشم داشتند، در کنار ساير خدمه پرواز به سمت هواپيما آمدند، در حالي که يکي از آن‌ها عصايي سفيد در دست داشت و ديگري به کمک يک سگ راهنما حرکت مي‌کرد. زماني که دو خلبان وارد هواپيما شدند، صداي خنده ناگهاني مسافران فضا را پر کرد. اما در کمال تعجب دو خلبان به سمت کابين پرواز رفته و پس از معرفي خود و خدمه پرواز، اعلام مسير و ساعت فرود هواپيما، از مسافران خواستند کمربندهاي خود را ببندند. در همين حال، زمزمه‌هاي توام با ترس و خنده در ميان مسافران شروع شده و همه منتظر بودند، يک نفر از راه برسد و اعلام کند اين ماجرا فقط يک شوخي يا چيزي شبيه دوربين مخفي بوده است. اما در کمال تعجب و ترس آنها، هواپيما شروع به حرکت روي باند کرده و کم کم سرعت گرفت. هر لحظه بر ترس مسافران افزوده مي‌شد چرا که مي‌ديدند هواپيما با سرعت به سوي درياچه کوچکي که در انتهاي باند قرار دارد، مي‌رود. هواپيما همچنان به مسير خود ادامه مي‌داد و چرخ‌هاي آن به لبه درياچه رسيده بود که مسافران از ترس شروع به جيغ و فرياد کردند. اما در اين لحظه هواپيما ناگهان از زمين برخاست و سپس همه چيز آرام آرام به حالت عادي بازگ

برسام

ولی من از هیچ کدومشون نمی ترسم!تعجب کردی؟جدی گفتم! من یه بچه کرم سیاه تو دستشویی با دمپایی کشتم!واقعاً به دخترا می خندم که از این جور حیوانات بی آَزار می ترسن![قهقهه][قهقهه][خنده]

برسام

ولی مار ممکنه یه کارایی بکنه

عمو

البته آخرش اینجوریه که بعد از پرواز یکی از خلبانهای نابینا به اون یکی میگه : یه روزی میاد که مسافرا دیگه جیغ نمیزنن و ما میافتیم توی دریاچه

برسام

مامان اگه یه سوسک ببینه سکته ی ناقص می کنه!

برسام

مامان من![خنثی]

amir

نخیرم چندش اور نیس جالبه[نیشخند]

ملودی

گلپر جان من قصد بدی نداشتم در واقع من باید بهت بگم ببخشید [شرمنده]راستی خیلی جالب بودن میسی ناناعیدتم مبارک[چشمک]