درد جامعه

 سلام. این دفعه که می‌نویسم با همه‌ی دفعات فرق داره.

دفعه‌های قبل با دلی شاد و خندان می‌نوشتم، اما الان با دلی سنگین.

می‌دونم، شاید خیلی از شما‌ها با خوندن این مطلب فکر کنید من پام رو بیش‌تر از گلیمم بلند کردم یا اینکه خیلی... بعدا معنی این سه نقطه رو می‌فهمید.

شاید به خاطر سنم، به این مطلب بخندید، اما به نظر من که اشکالی نداره من و هم‌سن و سالای من که مثل من اند بفهمند که چی داره تو این روزگار می‌گذره.

.

.

.

حدود سی و خرده‌ای سال پیش، تمام مردم ایران یکدست جنگیدند تا به آزادی برسند. تا بتونند خودشون اداره‌ی کشورشون رو به دست بگیرند.البته بحث من از انقلاب جداست.

چند دهه پیش، معلوم نیست چند نفر، ولی بودند کسانی که به خاطر حجاب خود کشته شدند. هنگامی که حکومت پهلوی زنان را از حجاب بازداشت، مردم همگی یک پارچه با این اقدام مخالفت کردند که بتوانند حجاب خود را حفظ کنند.

اما الان کو آن تلاش برای نگاه داشتن حجاب. به هر طرف که نگاه می‌کنیم، دسته‌ای مو با ر‌نگ‌ها و حالت‌های مختلف می‌بینیم. کسانی که خود را با مواد مصنوعی پوشانده‌اند تا دیگران نتوانند بعضی از ماجراهای گذشته را بفهمند.

شاید بعضی از شما دچار سوتفاهم شوید. من منظورم این نیست که همه اینگونه هستند، بحث من این است که چرا همان تعداد اینگونه هستند؟ یا وگرنه کسانی هستند که هنگامی که به بیرون می‌روند، آن چنان جامه پوشیده‌اند که نمی‌شود لحظه‌ای...

اما واقعا دلیل این تفاوت‌ها چیست؟ چرا در یک خانه مراسم دعای کمیل برگذار می‌شود و در خانه‌ای دیگر مهمانی‌های..............؟ فرق بچه‌ای که در خانه‌ی اولی رشد می‌کند با بچه‌ی دومی چیست؟ کدام یک موفق تر خواهند شد؟ به راستی کدام یک؟

دوستم یه بار گفت که این تفاوت به‌خاطر چشم و هم چشمی است. کسی که بسیار آرایش کرده است، هنگامی که از کنار یک خانم چادری رد می‌شود یه احساس غرور می‌کند و حس می‌کندکه خانم چادری شکسته شده است اما من شدیدا با این حرف مخالفم. مثلا خود من که چادری هم هستم. هنگامی که یک همچین اتفاقی برای من می‌افتد، ممکن است نه تنها شکسته نشوم که هیچ،به حال خانم کناریم هم افسوس بخورم.

راستی می‌دونید چرا من این مطلب رو نوشتم؟

روزی که رفتیم اردو، یک سری از بچه‌ها لباس‌هایشان را در آورده بودند. البته بعد معلممان با آن‌ها حرف زد و دوباره ‌لباس‌هایشان را پوشیدند اما بعد که برای مهمانی به یکی از آلاچیق‌ها رفتیم، دیدیم که روسری‌شان را در‌آوردند.

به اینجا که رسید شاید خیلی‌ها فکر کنند که من زیادی مذهبی‌م اما من که مشکلی با این مسئله نداشتم. وقتی مردی آن اطراف نیست اشکالی ندارد. اما این اشکال دارد...

همان طور که گروهی که تیپ زده بودند داشتند برای پارتی خود یک دی جی انتخاب می‌کرد، یک آقای تقریبا جوان که فکر کنم باغبان بود اومد کنار الاچیق ایستاد. اولش یکم رفتن کنار اما بعد انگار نه انگار مردی اونجا هست شروع کردند برای خودشون مهمونی گرفتن.

شاید بعضی از هم کلاسی‌هایم که الان دارن این مطلب رو می‌خونن از دستم ناراحت شوند اما من می‌خواهم ازهمین‌جا ازشون عذر‌خواهی کنم. به نظر من شاید آن‌ها مقصر اصلی نباشند. خب، از اولی که به دنیا آمدند دور و برشون این چیز‌ها رو دیدند.

داشتم می‌گفتم، بعد که اون آقا اومد و بچه‌ها که داشتن مهمونی مثلا پارتیشون رو شروع می‌کردند یکی از بچه‌های گروه خودمون اومد گفت:پاشو بریم تو گناه اینا شریک نشیم.

منم پاشدم و رفتیم. بعد که داشتیم چند نفری با بچه‌ها قدم می‌زدیم یکی از بچه‌ها گفت که اون آقاهه زیر چشمی ما رو می‌پاییده!!!

یک چیز دیگه که خیلی هم اجتماعی نیست و بیشتر شخصیه اینه که من تازگی‌ها شنیدم که دو تا از بچه‌ها گفتن از چادر متنفراند. منم چون چادری ام بهم برخورد.

اینم از این مطلب. امیدوارم کسی ناراحت نشده باشه. این مطلب به هبچ عنوان و تحت هیچ شرایطی قصد توهین به کسی را نداشته. ممنون که همراهیم کردید.

نظر یادتون نره

 

/ 31 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نرگس

سلام بزرگزن کوچیک گفته بودی پدرتو میشناسم یا نه آره عزیزم این افتخار نصیب من شده که دانشجوی ایشون باشم .اما در مورد حجاب :بی حجابیم در عین حجاب وقتی که خیال کرده ایم حجاب اجبار خداست........برهنه ایم در لباس های رنگی ........بد حجابیم در روسری های بزرگ ........ یاد داریم که از اول مادرمان چادر میپوشید .......مثل انان که به فتوای پدرهاشان بت پرستی میکردند .....مادرم پوشیده پس من هم باید بپوشم ونگاه دیگران را از قلم انداختم .........بهشت را به خود واجب کردیم در حجاب ودر نماز .......ویادمان رفته است که چادر به سر کردن یعنی قبول یک مسئولیت بزرگ........ خدایا یاریم کن در قبال مسئولیتی که در چادرم پنهان شده است طمع بهشت نکنم ومیراث نگه دار لایقی برای مادرم فاطمه باشم ..امین! اینه قصه ی کسایی که حرمت چادر رو هم از بین بردن .

سارا

مرسی عزیزم از حظورت وبت قشنگه

احمد

سلام... مطلب واقعا قشنگه... میشه همه چی رو توش فهمید...

احمد

نمیدونم چی بگم .. واقعا شما به عنوان یک دختر میتوانید با دوستانتون صحبت کنید که نظرشون در مورد حجاب و چادر چیه و چرا یک دختر حجابش رو رعایت نمیکنه...و هدفش چیه

فرشید کیوانداریان

به نظر من در این دنیا هیچ چیز واقعا"، بد نیست و میشه گفت تمام چیزها خوب هستن. اما این انسانها هستند که خوبی ها را به بدی و زیبایی ها را به زشتی تبدیل کرده اند. و در نهایت میتونم بگم تا زمانی که این فاصله بین زن و مرد وجود داره،جامعه سالمی نمی تونیم داشته باشیم. " برتراند راسل" مینویسه: وقتی که کودک بود، پاهای زنان هرگز در مکان های عمومی دیده نمی شد. لباسی که می پوشیدند ،زمین را جارو میزدو پاهایشان را کاملا" می پوشانید. حتی اگر انگشت پای زنی دیده می شد ،همان کافی بود مردان را شهوانی کنرده و میل جنسی را در آنان برانگیزاند. و مینویسه ، اما امروز زنان تقریبا" نیمه برهنه اند و بیشتر قسمت پاهای شان قابل دیدن است. ولی مردان آنگونه تحت تاثیر قرار نمیگیرند.و این نشان میده ما هرچه بیشتر چیزی را پنهان کنیم،یک جاذبه انحرافی بیشتر برای آن تولید می شود. البته به نظر من انسانها آزاد آفریده شده اند و مختارند تا جایی که به جامعه لطمه ایی وارد نشود هر لباس و هر نوع پوششی که میخواهند برای خود انتخاب کنند. گلپر جان شما هم میتوانید حجاب خود را حتی بیشتر از این که هست ،انتخاب کنید.لطفا" ادای احترام مر

مائده

سلام وبتون خیلی خوب بود ومطالبش بروز بود وچیزی هست که ما دختران درحال حاضر در جامعه این مشکل را داریم.دوستدارم بدونم تحصیلاتت چقدره نمی خواهم فوزولی کنم[گل]

یاسر

سلام- آفرین به شما . خوب نوشتید و از متن خوبتون، بهتر آن دغدغه و اعتقاد مقدستونه که شما رو به نوشتن این متن وادار کرده. تبریک میگم به آقای دکتر ناصری با این تربیت فاطمی

یاسر

سلام- آفرین به شما . خوب نوشتید و از متن خوبتون، بهتر آن دغدغه و اعتقاد مقدستونه که شما رو به نوشتن این متن وادار کرده. تبریک میگم به آقای دکتر ناصری با این تربیت فاطمی

آریو

مطلبتون خیلی جالبه و اتفاقه مثل این اتفاق خیلی داره تکرار میشه تو جامعه مون. و باید تا جایی که از دستمون برمیاد ازش جلوگیری کنیم حداقل در حد خودمون.البته یه نکته رو باید بگم که حجاب اصلا به چادر نیست و اتفاقا هستند دخترای که چادر نمیزنند ولی کاملا به مسائل اخلاقی و اسلامی اعتقاد دارند و حجابشونو همیشه دارند. مهمترین نکته در برخورد با چنین افرادی عوض کردن تفکر انهاست که هر فردی برای این کار باید مطالعات انسانشناسیش را زیاد کند تا بتواند برای عوض کردن تفکر هر فردی یکه رویکرد ویژه همان شخص بکار گیرد. امیدوارم شما ابتدا این مطالعات رو انجام بدین بعدش بدنبال تغییر تفکر دوستانتان و بقیه افرادی که می شناسید و این نوع حجاب را دارند، باشید.

هانی

سلام من تازه با وب شما اشنا شدم خواستم بگم مطالبی که گذاشتی عالی بود منم چادریم و به حال تمام کسانی که این تاج سر رو از سرشون برداشتند افسوس میخورم حجاب چیزی جز مصونیت نیست و اگرخودمون برای خودمون حدومرز قاعل باشیم بقیه هم برامون همینطورند مطمن باش.