نصفش گذشت!

سلام سلام سلام به همه ی خوانندگان عزیز این وبلاگ کوچولو موچولونیشخند خوبید؟ خوشید؟ چه خبرا؟

منکه خبر خاصی ندارم. الان هم چون روژین جان گفت چرا نمی نویسی خواستم یه چیز کوچولو بنویسم. حالا که امکانش هم دارم.

من الان خونه ی خالم اینا هستم. 4 روز مشهد بودم و قراره از این جا برم گناباد. راستی، این اولین سفرمه که تنها اومدم. خیلی حال می ده. دیروز، یا بهتره بگم دیشب هم با دختر خالم رفتیم تو حیاط و برای خودمون غذا درست کردیم. انقدر ادا در اوردیم و انقدر خندیدیم. خیلی کیف داد. بعد از اینکه غذامون تموم شدف جلسه بلف زنی تشکیل دادیم! می‌دونید جلسه بلف زنی چیه؟؟؟

یه جلسست که توش همش می شینیم و دروغ می گیم و الکی به هم پز می دیم. خیلی خوب بود اما چون همش بینه جلسه خندمون می گرفت، نشد که تمومش کنیم. الان هم وقت  ناهاره. دختر خالم هم اینجا نشسته، سلام می  رسونه. یکی دو ساعت پیش هم با دوتا دختذرخالم اسم و فامیل بازی کردیم. شاید هم بعد از ظهر بریم بیرون. البته گرچه الان بعد از ظهرهنیشخند

خب دوستان. اگه تو مطلب غلط داشتم به بزرگیه خودتون ببخشید.

دوستدار همتون:

گلپر گلی

9/6/1391

ساعت 15 و 15 دقیقه

خونه خاله جوووووووووووووووووووووووووووووووووون

/ 4 نظر / 6 بازدید
ا میر

س ایول با این سنت زدی تو کار وبلاگ باریکلا یک سال نیم فعالیت داری... احسنت از عکس های نینی خیلی خوشم اومد مرسی... با مزه بود... گلپری

نگین

شاد باشید، مهم نیست این شادی چگونه قضاوت شود.

روژین

چه خوب که داره بهت خوش میگذره دوست خوبم.من هم چند روز دیگه میرم مسافرت.

مامان

خدا رو شکر بهت خوش گذشته. عذاب وجدان داشتم تو رو تنها فرستادم. ولی انگاری بد هم نشد. البته باید بپرسم به مامان عزیز و خاله هم همین قدر خوش گذشته یا نه؟!!!